Sun02052012

Last update01:45:17 PM GMT

Back گزارش انجمن سال 1387 اولين گردهمايى به مناسبت زنده نگه داشتن ياد  و خاطره معلمان و شاگردان مدرسه باغچه‌بان در سالروز تولد  شادروان جبار باغچه‌بان

اولين گردهمايى به مناسبت زنده نگه داشتن ياد  و خاطره معلمان و شاگردان مدرسه باغچه‌بان در سالروز تولد  شادروان جبار باغچه‌بان

مدتی در اين انديشه بودم   كه معلمان قديمی‌ام را ببينم. اما كجا؟ و چگونه؟ كم كم به اين فكر افتادم كه معلمان و شاگردان قديمی را يك روز دور هم جمع كنم. آخر اسفند  ماه بود ؛ پيدا كردن معلمان بعد از 25 سال آن هم بدون هيچ گونه آدرس و تلفني كار بسيار سختی بود . به كمك 2 نفر از معلمان قديمی ام توانستم بقيه معلمان را پيدا كرده و با آنها تماس بگيرم و تعدادی را پيدا نكردم و چند نفری نيز متأسفانه به رحمت خدا رفته بودند  (فوت كرده بودند ). با پيدا كردن اين تعداد  از معلمان اميدوار شدم. بعد  از چند  روز فكر كردن و تحقيق به اين نتيجه رسيدم كه 19 ارديبهشت روز تولد جبار باغچه بان روز خوبی می تواند  باشد . بعد  از تعطيلات فروردين كار اصلی را شروع كردم. به كمك برادرم كارت طراحی كرديم و آن را چاپ كردم و برای معلمان، دوستان ناشنوا و ديگران فرستادم حدود  120 نفر را كه شامل معلمان، دوستان ناشنوا، ساير ميهمانان، چند  نفر از مقامات آموزش و پرورش و جناب آقای دکتر کمالی را نيز دعوت كردم. خوشبختانه سركار خانم ثمينه باغچه بان نيز در آن تاريخ به ايران سفری داشتند  كه حضور ايشان بسيار برايم خوشايند  بود.
با موافقت جناب آقای باقری مد ير روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش استثنايی برای معلمان لوح   تقدير آماده شد  چند  روزی پيگير هدايا شدم و از وزارت ... تعدادی ديوان حافظ براي هديه گرفتم، كيك را سفارش دادم و تدارك پذيرايی مراسم را ديدم. حدود  يك ماه شديد اً دنبال اين كارها بود م و برای مراسم ذوق و شوق داشتم به معلم ها هم كه زنگ می‌زديم خيلی خوشحال میشدند و من تشويق می شدم.
احساس من این بود  كه بايد  دين خود  را به استاد  جبار باغچه بان كه همه خانواده ام از جمله پدر و مادرم، خواهرم و همسرش، برادرم و همسرش، خودم و همسرم به نوعی شاگرد  ايشان بوده ايم، ادا كنم. استاد  جبار باغچه بان حق بزرگی به گردن همه ما دارند.
بالاخره روز 19 ارديبهشت فرارسيد  از ساعت 16 كم كم دوستان و معلمان می آمدند  با شوق و ذوق همديگر را می بوسيدند  و بعضی ها چند  دقيقه‌ای طول می‌كشيد  تا همديگر را بشناسند  و به خاطر بياورند ، خاطرات همه زنده شده بود  و همه با خوشحالي از احوال هم می پرسيدند . تماشا می كردم واقعاً از ديدنشان بسيار لذت بردم. (متأسفانه چند  نفر معلمان به علت بيماری و گرفتاری به اين مراسم نيامدند  و عذرخواهی كردند.)
بعد  از يك ساعت برنامه به طور رسمی شروع شد.
برنامه با تلاوت قرآن توسط آقای كمال سهيلی از شهر اصفهان آغاز گرديد . سپس سرود  جمهوری اسلامی توسط گروه پژواك سكوت به اجرا درآمد . به دنبال آن به ميهمانان خير مقدم گفتم. سخنرانی كردن برايم سخت بود  چون تا بحال سخنرانی نكرده بودم و كمی هم ذوق زده بودم. بايد  از لطف و كمك  آقای رضا محمودی برای راهنمائی هايشان تشكر كنم كه من را آرام و تشويق به سخنرانی نمودند.
جناب آقاى دكتر كمالی معاونت محترم پيشين توانبخشی بهزيستی و استاد  دانشكده علوم توانبخشی با تشريف فرمايی و سخنان خود  ما را خوشحال و سرافراز كردند.
پدرم، آقای شهيدی به عنوان ناظم در مدرسه باغچه‌بان فعاليت داشتند  كه از خاطرات شيرين خود  برای حضار سخن گفتند.
چند  سرود  مختلف توسط گروه پژواك سكوت اجرا شد
در بين برنامه سركار خانم  ثمينه باغچه بان تشريف آوردند  و باز همه خوشحال شروع به سلام و احوال پرسی كردند.
من به ايشان خير مقدم و همچنين عرض تسليت و تأسف از بابت درگذشت آقای ثمين باغچه‌بان گفتم و برای گرامی داشت ياد  ايشان همه يك د قيقه سكوت كردند.
سركار خانم ثمينه باغچه بان نيز برای ما سخنرانی كردند  و كيكی كه به مناسبت سالروز تولد  استاد  جبار باغچه بان تهيه كرده بودم را بريدند.
هدايا و لوح‌های تقدير به معلمان اهدا شد.
جناب آقاي باقری مدير روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش استثنايی با تشريف فرمايی خود  ما را خوشحال و برای ما سخنرانی كردند.
بعد  از برنامه و پذيرايی از ميهمانان همه در حياط مدرسه  باغچه بان شروع به صحبت كردند  و  عكس های  ياد گاری دسته جمعی گرفتند . حدود  يك ساعتی همه در حياط بودند . تا ساعت20:30 بعد  از ظهر اين برنامه با خاطرات دل نشين و يك روز به يادمانی به پايان رسيد.
ناگفته نماند  كه اين مراسم با همكاری و همياری انجمن خانواد ه ناشنوايان ايران برگزار گرديد.
و با سپاس  از ميهمانان گرامی، مقام‌های والامقام، معلمان عزيز، دوستان ناشنوا و ساير سرورانی كه با حضور گرم خود  به ما قوت قلب بخشيدند.    
منبع از سايت شيدا شهيدى